واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۲۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای صورت تو سکون دلها چو خرد وی سیرت تو منزه از خصلت بد دارم ز پی عشق تو یک انده صد از بیم تو هیچ دم نمی‌یارم زد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۲۴ | واژه جو