واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از هرچه کنی مرهم ریش اولیتر دلداری خلق هرچه بیش اولیتر ای دوست به دست دشمنانم مسپار گر می‌کشیم به دست خویش اولیتر

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۹ | واژه جو