واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بستان رخ تو گلستان آرد بار وصل تو حیات جاودان آرد بار بر خاک فکن قطره‌ای از آب دو لعل تا بوم و بر زمانه جان آرد بار

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۸ | واژه جو