واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هرچند که هست عالم از خوبان پر شیرازی و کازرونی و دشتی و لر مولای منست آن عربی‌زاده حر کاخر به دهان حلو می‌گوید مر

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۷ | واژه جو