واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت درمانش تحملست و سر پیش انداخت یا ترک گل لعل همی باید گفت یا با الم خار همی باید ساخت

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴ | واژه جو