واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

شمع ارچه به گریه جانگدازی می‌کرد گریه زده خنده مجازی می‌کرد آن شوخ سرش را ببریدند و هنوز استاده بد و زبان‌درازی می‌کرد

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۰ | واژه جو