واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد بیفایده سعی و گفت و گو نتوان کرد گفتم بروم صبر کنم یک چندی هم صبر برو که صبر ازو نتوان کرد

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹ | واژه جو