واژه جو

ریز

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

میکروسکوپی، ظریف، اتمی، مولکولی، میکرو┅، مینیاتوری کمترین، حداقل، کوچکترین، مینیمم نامرئی انچوچکی، ریزنقش

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی ریز | واژه جو