واژه جو

ریزی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ذره‌ای بودن چیز ریز، سرسوزن، اتم، قطره، پودر، ذره، نقطه، چیزکوچک، نازکه، اپسیلون، مقدار کم

معنی ریزی | واژه جو