واژه جو

رهی معیری | چند قطعه | پل دختر - شماره ۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بهر گشایش پل دختر وزیر راه سوی میانه رفت و رها کرد خانه را با دست همتش پل دختر گشاده گشت یعنی گشود راه دخول میانه را

معنی رهی معیری | چند قطعه | پل دختر - شماره ۲ | واژه جو