واژه جو

رهی معیری | چند قطعه | پل دختر - شماره ۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

حمید، تازه جوان و شکفته رو شده است مگر به چشمه حیوان تنش فرو شده است سرشک بیوه زنان سهم ساعد است ولی گشایش پل دختر نصیب او شده است

معنی رهی معیری | چند قطعه | پل دختر - شماره ۱ | واژه جو