واژه جو

دوزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دوزی . (حامص ) مرکب از («دوز» ماده ٔ مضارع دوختن +«ی » پسوند حاصل مصدر) اما همیشه به صورت مرکب آید، چنانکه : رودوزی، تودوزی، ته دوزی، بخیه دوزی، خامه دوزی، ملیله دوزی، پیراهن دوزی . چادردوزی، پرده دوزی، زیردوزی، زردوزی، پولک دوزی و جز آن . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به ماده ٔ «دوز» و ترکیبات آن در جای خود شود.

معنی دوزی | واژه جو