واژه جو

دوزکند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دوزکند. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قزل گچیلو بخش ماه نشان شهرستان زنجان . دارای ٥٩٢ تن سکنه . آب آن از قنات و چشمه تأمین می شود. صنایع دستی آن گلیم و جاجیم بافی . معدن نمک دارد و استخراج می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).

معنی دوزکند | واژه جو