واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن بت که ز عشق او سرم پر سود است نقش کژ او هیچ نمی‌گردد راست پیش آمد امروز مرا صبح‌دمی گفتم به دلم هرچه کنی حکم تو راست

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۷ | واژه جو