واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن گل که به رنگ طعنه در می‌کرده است با عارض تو برابر کی کرده است با روی تو روی گل ز خجلت در باغ هم سرخ برآمده است و هم خوی کرده است

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۸ | واژه جو