واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

غم بر دل خاقانی ترسان بنشست گو بر لب آب و آتش آسان بنشست تا رفته معزی و عزیزانش از پس بر خاتم جانم چو سلیمان بنشست

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۶ | واژه جو