تاب خوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ) (مص ل.)<BR>۱- در تاب نشستن و در هوا به جلو و عقب رفتن.<BR>۲- پیچ و خم پیدا کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطدرپیچ وتاب شدنتاب بازی کردندور زدنواژه قبلی: تاب برداشتنواژه بعدی: تاب خورده