تاب برداشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بَ تَ) (مص ل.) پیچیدن چوب یا تختة تر پس از خشک شدن. ؛~ چشم کج شدن چشم.<br>واژه قبلی: تاب بازیواژه بعدی: تاب خوردن