تاب خورده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دِ) (ص مف.) پیچیده، تابیده شده.<br>واژه قبلی: تاب خوردنواژه بعدی: تاب دادن