تأمل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ أَ مُّ) [ ع. ] (مص ل.) نیک نگریستن، اندیشه کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ أَ مُّ) [ ع. ] (مص ل.) نیک نگریستن، اندیشه کردن.
مترادف و متضاد واژهدان
تانی، درنگ، مکث، تاخیر شکیبایی، مصابرت اندیشه، تعقل، تفکر، غور، فکر، ژرفاندیشی مراقبه، مکاشفه اندیشه کردن، اندیشیدن، تعقل کردن درنگ کردن دوراندیشی کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
نگرش، ژرف نگری، درنگ، اندیشه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی