تأمل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) درنگ کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) درنگ کردن.
مترادف و متضاد واژهدان
تانی کردن، تاخیر کردن، درنگ کردن اندیشیدن، تعقل کردن، تفکر کردن، ژرفاندیشی کردن، غور کردن