واژه جو

بودونابود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بود و نابود. [ دُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) وجود و عدم . ◄ دارایی و تنگدستی و غنا و فقر. ◄ هر چیز موجود و حاضر. ◄ هر چیز آینده . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی بودونابود | واژه جو