بود شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بود شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بوجود آمدن . هست شدن : آنگهی کآنچه نیست بوده شود یا چو این بود شد بفرساید. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بود شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بوجود آمدن . هست شدن : آنگهی کآنچه نیست بوده شود یا چو این بود شد بفرساید. ناصرخسرو.