واژه جو

آهمند (متضاد: سالم، صحیح)

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

مختل، معیوب، ناقص عاصی، گناهکار، مجرم، مقصر بیمار، مریض، ناخوش

معنی آهمند (متضاد: سالم، صحیح) | واژه جو