واژه جو

یوزبک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یوزبک . [ ب َ ] (اِخ ) اختیارالدین مغیث الدین یوزبک . (یادداشت مؤلف ). رجوع به اختیارالدین ... شود.

یوزبک . [ ب َ ] (اِخ ) نام ایالت سمرقند. (ناظم الاطباء). رجوع به سمرقند شود.

معنی یوزبک | واژه جو