واژه جو

یوزبنده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یوزبنده . [ب َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) بنده ٔ یوز. آنکه نگاهبان یوزهای شکاری است . (از ناظم الاطباء). فهاد. (منتهی الارب ). یوزبان . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یوزبان شود.

معنی یوزبنده | واژه جو