واژه جو

یلمبو زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یلمبو زدن . [ ی َ ل َ زَ دَ ] (مص مرکب ) (اصطلاح عامیانه ) یلنبو زدن . بی کاری کاهلانه گشتن . رفتن و آمدن بی قصدی . بی قصد و نتیجه راه بسیار رفتن . ول گردیدن . بی کاری پیوسته گردیدن . (یادداشت مؤلف ).

معنی یلمبو زدن | واژه جو