واژه جو

یزم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یزم . [ ] (اِ) بربط بود. (لغت فرس اسدی چ عباس اقبال ص ٣٥٣). رجوع به بربط شود.

معنی یزم | واژه جو