واژه جو

یزلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یزلی . [ ی َزَ لی ی ] (ع ص نسبی ) جاوید. (ناظم الاطباء). منسوب به لم یزل که یاء آن به همزه بدل شود و آن را ازلی گویند. (منتهی الارب ذیل ماده ٔ ازل ). و رجوع به ازل شود.

معنی یزلی | واژه جو