واژه جو

یخ کردن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(~. کَ دَ) (مص ل.) ۱- بسیار سرد شدن. ۲- (عا.) کنایه از: بسیار متعجب شدن. ۳- وا رفتن، دمغ شدن.

معنی یخ کردن | واژه جو