واژه جو

یخ شکن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(~. ش کَ) (ص مر.) ۱- شکننده یخ. چکشی که بدان قالب یخ را شکنند. ۳- کشتی ای که بدان قطعات بزرگ یخ اقیانوس‌های منجمد را شکنند تا رفت و آمد کشتی‌ها در آن ممکن شود.

معنی یخ شکن | واژه جو