گل گل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل گل . [ گ ُ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دودانگه از دهات هزارجریب مازندران . (ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ١٦٤).
گل گل . [ گ ُ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالا گریوه بخش ملاوی شهرستان خرم آباد واقع در ٣هزارگزی جنوب ملاوی، کنار خاور راه شوسه ٔ خرم آبادبه اندیمشک . هوای آن گرم و دارای ٤٠٠ تن سکنه است . آب آن از رودخانه ٔ کشکان و محصول آن غلات و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان فرش بافی و راه آن اتومبیل رو است . ساکنان از طایفه ٔ دنیاروند جودکی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
گل گل .[ گ ُ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد واقع در ١٧هزارگزی باختر کوهدشت و١٧هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کوهدشت . هوای آن معتدل و دارای ١٨٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه هاو محصول آن غلات، انگور، انار و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان سیاه چادربافی است . راه اتومبیل رو دارد و ساکنان از طایفه ٔ گراوند و چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).