واژه جو

گریزاگریز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گریزاگریز. [ گ ُ گ ُ ] (اِ مرکب ) گریز پی در پی . گریز به شتاب و بدون درنگ : با کفش این چشمه ٔ سیماب ریز خوانده چو سیماب گریزاگریز. نظامی . ستیزنده از تیغ سیماب ریز چو سیماب کرده گریزاگریز. نظامی .

معنی گریزاگریز | واژه جو