گرگانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرگانی . [ گ ُ ] (اِخ ) فخرالدین اسعد. از شعرای نامی قرن پنجم معاصر دوره ٔ سلجوقی است . رجوع به فخرالدین شود.
گرگانی . [ گ ُ ] (اِخ ) (ملا) اوحدالدین . از شعرای ایران از اهل گرگان بود این شعر ازوست : میان آن رخ و خورشید فرق نتوان کرد چو سر برآورد از مشرق گریبانش . (قاموس الاعلام ترکی ص ٣٨٤٥).
گرگانی . [گ ُ ] (ص نسبی ) ابومنصور بهمنیار... از جمله ٔ شعرای مداح صاحب بن العباد است . رجوع به صاحب بن عباد شود.