واژه جو

گرگ پوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گرگ پوی . [ گ ُ ] (نف مرکب ) گرگ دو. دونده چون گرگ : شیرگام و پیل زور و گرگ پوی و گورگرد ببردو آهوجه و روباه عطف و رنگ تاز. منوچهری . گورساق و شیرزهره یوزتاز و غرم تک پیل گام و گرگ سینه رنگ تازو گرگ پوی . منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ١١١).

معنی گرگ پوی | واژه جو