گاورنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(رَ) (ص مر.) آنچه به هیئت گاو است. گرز (گرزة) گاورنگ: گرز فریدون که سر آن به شکل سر گاو بود.<br>واژه قبلی: گاورسهواژه بعدی: گاوزبان