گاوبند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ) (ص فا.) صاحبِ گاوی که میتواند با پرداخت سهمی در قسمتی از ملک دیگری زراعت کند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (ص فا.) صاحبِ گاوی که میتواند با پرداخت سهمی در قسمتی از ملک دیگری زراعت کند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاوبند. [ ب َ ] (نف مرکب ) آنکه اجازه دارد با پرداخت حقی در قسمتی از ملک دیگری زراعت کند. مؤلف آنندراج آرد: گاوبند. (فارسی ) : بود رشوه قصاب را گاوبند و گرنه شود کشته در گوسفند. و معنی آن را ننوشته است . و رجوع به گاوبندی شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی