واژه جو

گارگان توا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گارگان توا. (اِخ ) قهرمان عمده و عنوان کتاب مشهوری است که رابله در آن همه ٔ افکار هزل و شکاکیت توأم با استهزاء را جلوه گر میسازد. گارگان توا دارای اشتهای بسیار زیادبود وی در پیلکر و کل بکمک مردی روحانی به نام ژان دِزان تُمُر جنگید و صومعه ٔ تِلِم را بدو واگذاشت .

معنی گارگان توا | واژه جو