واژه جو

کمند

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

قلاده، افسار، عنان، دهنه، پوزبند، اخیه، لگام، لجام، مهار، زمام، زندان مهارکننده بند، طناب زنجیر، یوغ گردنبند تعلیمی، شلاق، کمربند وسیله شکنجه میخ طویله عصام

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی کمند | واژه جو