واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چشم تو که بیماری او ننهفتست در خیره کشی طاق فلک را جفتست معذور بود زلف تو گرآشفتست زیرا که دو بیمار عزیزش خفتست

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۴ | واژه جو