واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۳۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن شانه که از تو هست یک موی درو چون اره کشم زبان زهر سوی درو وان آینه یی که رری در روی تو کرد چون قبله شب و روز کنم روی روی درو

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۳۹ | واژه جو