واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

شاها همه کار تو زهم طرفه ترست در عقد ظفر نثار تیغ تو سرت پیوند گرفت با جگر گوشه خصم آن قطره آبی که ز صلب کمرست

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۷ | واژه جو