واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

درد تو دوای دل وارون منست آسایش اندرون و بیرون منست برخاک در تو خون دل ریختنست کآن خاک بهر حال به از خون منست

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۱۶ | واژه جو