واژه جو

کبودپوش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبودپوش . [ ک َ ] (نف مرکب ) که کبود پوشد. که جامه ٔ کبود به تن کند. ازرق پوش : گاهی کبودپوش چو خاک است و همچو خاک گنجور رایگان و لگدخسته ٔ عوام . خاقانی . دل را کبودپوش صفا کرده ایم از آنک خاقانی فلک دل خورشیددیده ایم . خاقانی .

معنی کبودپوش | واژه جو