کار ساختن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ) (مص م.) چاره نمودن، تهیه دیدن.<br>واژه قبلی: کار زدنواژه بعدی: کار و کیا