کار زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ دَ) (مص م.) استعمال کردن، به کار بردن، استفاده کردن.<br>واژه قبلی: کار راه انداختنواژه بعدی: کار ساختن