چشموان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشموان . [ چ ِ ش َ ] (اِخ ) نام دبیر گشتاسپ : برادرش نیز آن سوار دلیر سپهدار ایران که نامش زریر پدروان که بود از دلیران اوی چشموان که بود از دبیران اوی . دقیقی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشموان . [ چ ِ ش َ ] (اِخ ) نام دبیر گشتاسپ : برادرش نیز آن سوار دلیر سپهدار ایران که نامش زریر پدروان که بود از دلیران اوی چشموان که بود از دبیران اوی . دقیقی .