چشم نهادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. نَ دَ) (مص م.) مواظب بودن، مراقب بودن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطمنتظرماندن، انتظار کشیدن، چشم به راه بودنواژه قبلی: چشم نشینواژه بعدی: چشم و چراغ