چشم نشین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. نِ) (ص فا.) کنایه از: محبوب، معشوق.<br>واژه قبلی: چشم فساواژه بعدی: چشم نهادن