چال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(اِ.) اسب، اسبی که موهای سرخ و سفید داشته باشد.<br>مترادفها و واژههای مرتبطچاله، حفره، فرورفتگی، گودالعمیق، گودآشیان، آشیانهواژه قبلی: چاقچورواژه بعدی: چال کردن